یکشنبه 09 آذر 1404

flag
  • 1404/05/26 - 07:48
  • تعداد بازدید : 15
  • زمان مطالعه : 16 دقیقه

وبژه نامه سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی

روز 26 مرداد سال 1369 شمسی، آزادگان سرافراز، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند. ستاد رسیدگی به امور آزادگان در همان سال با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه ها تبادل حدود چهل هزار آزاده را با همین تعداد اسیر عراقی انجام داد. این روز، یادآور خاطره شیرین و مبارک است که در آن، صابران راست قامت جمهوری اسلامی ایران، پس از سال ها دوری از وطن به خاک میهن پای گذاشتند و به آغوش خانواده و ملت بازگشتند.

26 مرداد، سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی

افزایش اسرای عراق نسبت به ما، آنها را به این فکر واداشته بود که طرح تبادل اسرا را بپذیرند؛ بنابراین در 24 فوریه 1986 میلادی، قطعنامه 582 به تصویب رسید و در بند 4 آن مقرر شد هر دو کشور، با همکاری کمیته بین المللی صلیب سرخ در امور اسرای جنگی، هر چه زودتر تبادل اسرا را آغاز کنند.

در همین حین مجلس شورای اسلامی در تاریخ 13 /9 /68 مصوبه ای را تنظیم کرد که طی آن در 22 مرداد سال 69، ستاد رسیدگی به امور آزادگان تشکیل شد و همه چیز برای استقبال از کبوتران زخمی و خسته وطن آماده شد.

اولین گروه آزادگان سربلند، در 26 مرداد سال 69 به میهن بازگشتند و شور و خاطرات پیروزی انقلاب را در یادها زنده کردند. در طی 8 سال دفاع مقدس، 45 هزار رزمنده به اسارت ارتش تجاوزگر عراق درآمدند؛ ولی فقط 40 هزار تن از آنها به میهن بازگشتند. شماری از این افراد، به علت همکاری نکردن ارتش عراق با صلیب سرخ و عدم اعلام آمار دقیق اسرای ایرانی، مفقودالاثر شدند که وضعیت تعدادی از آنها تا به حال معلوم نشده است. شمار دیگری هم از این اسرا، زیر شکنجه های وحشیانه و ددمنشانه ارتش عراق و یا به علت عدم رسیدگی پزشکی و بهداشتی در زمان مجروحیت به شهادت رسیدند.

پس از بازگشت آزادگان به میهن، 270 واحد ستادی در سراسر کشور تشکیل شد که وظیفه خدمت رسانی به آزادگان عزیز را برعهده داشت. دراین باره، باید یادآور شد که در سال تحصیلی 1375، بیش از 5 هزار و سیصد نفر از آزادگان سرافراز، موفق به راهیابی به عرصه علم و دانش در دانشگاه ها شدند که از این تعداد، 365 نفر، موفق به اخذ مدرک در رشته های پزشکی، دندان پزشکی و داروسازی شدند و 406 نفر هم در رشته های مهندسی فارغ التحصیل گردیدند.

آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی(1) (2) (3)

بازگشت آزادگان سرافراز، سربازان خمینی و یاوران حسینی

نحوه رفتار جمهوری اسلامی ایران با اسرای عراقی در زمان دفاع مقدس

تبادل اسرای ایران و عراق بر اساس وزن!

تندیس استقامت آزادگان

اسرا سرود آزادی اند

آزادگان در اسارت زونکن ها

درس هایی از سیره آزادگان

لحظه های اسارت، لحظه های اثبات حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع از استقلال و آزادی سرزمینی بود که با سال ها مبارزه و با خون هزاران لاله عاشق به ثمر نشست. فریاد خاموش غیورمردانی که با دژخیمان فرومایه به رویارویی پرداختند و از سرزمین اسلامی مان دفاع کردند. آنان پس از نبردی جانانه و دلاورمردانه، بر مصیبت های اسارت صبر کردند و با تحمل ضربات کینه و خشم دشمن، مایه ماندگاری و پایداری جمهوری اسلامی شدند. صبر و استقامت اسیران ایرانی، گواه شکوه و صلابت انقلاب نوپایی بود که برای والایی کلمه الله، در برابر دنیای دشمن ایستاد. شکنجه و درد و غم اسارت، بر ایمان راسخ آنها به انقلاب و ارزش ها افزود و اسارت گاه ها را به دانشگاه های تربیت انسان های مجاهد و آزاده تبدیل کرد. سال های اسارت، سال های وفاداری به ولایت و نماد سرسپردگی و عشق به خمینی بود. پای مردی اسرا در اسارت، بار دیگر نشانه پیروزی ایمان بر فکر و خون و اسارت بر شمشیر و قدرت بود.

تجلیل از اسرا و مفقودان

پژواک فریاد «شهسواری ها» گم شده است

جلوه های پایداری آزادگان در دوران اسارت

جلوه هایی از سفر عشق

اسارت، روایت صبر

قدر قرآن

فضای معنوی

خاطرات قرآنی; آرامش آب

خاطرات قرآنی سال های اسارت

دعا را نمی خواندیم، می خوردیم!  

نتوانستیم شما را بشناسیم

من داوطلبم، اعدامم کنید

تاوان غیرت

بررسی مولفه های جمعی فرهنگ ایثار و شهادت در خاطرات آزادگان دفاع مقدس به مثابه سرمایه اجتماعی

آزادگان در کلام امام و رهبری

امام راحل همچنین می فرمایند: ما را چه رسد که با این قلم های شکسته و بیان های نارسا در وصف اسرا که سلامت خویش را از دست داده اند، مطلبی بنویسیم یا سخنی بگویم. زبان و بیان، عاجز از ترسیم مقام بلندپایه عزیزانی است که برای اعلای کلمه حق و دفاع از اسلام و کشور اسلامی جانبازی نموده اند. در اقدام شریف... اسیرانی که در زندان های مخوف دشمن، شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می کشند، چگونه می توان سخن گفت.

اسرا، با استقامت و پایداری و پای مردی خویش، به بنیانی مرصوص مبدل گشته اند که نه تهدید ابر قدرت ها آنان را به هراس می افکند و نه از محاصره ها و کمبودها به فغان می آیند و نه از خیانت و وحشی گری های صدامِ دیوانه و افسار گسیخته رو به زوال در زدن شهرها و ویران کردن خانه ها و... خم به ابرو می آورند و چون گذشته به راه خود که همان راه اسلام عزیز و عزت و شرف و انسانیت است، ادامه می دهند و زندگی با عزت را در خیمه مقاومتِ صبر، بر حضور در کاخ های ذلت و نوکری ابر قدرت ها و سازش و صلح تحمیلی ترجیح می دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب نیز در توصیف مقام اسرا می گویند: «شما ذخیره بزرگ الهی و یک ثروت عظیم انسانی هستید که در دست دشمن غصب شده بودید. خدای متعال شما را به ملّت و به این کشور اسلامی برگرداند».

معظم له همچنین با تاکید براینکه صبر و استقامت اسرا به اسلام آبرو بخشید، می فرمایند: شماها ده سال، هشت سال ـ کمتر یا بیشتر ـ سخت ترین دوران را گذراندید. جوانی و زندگی باطراوت دوران شباب را در راه خدا دادید، اما ضرر نکردید؛ چون با خدا معامله کردید. صبر و استقامت شما، به اسلام آبرو بخشید. خانواده های شما با صبر خود اسلام را روسفید کردند و به نظام و جمهوری اسلامی آبرو دادند. در این مدت هشت سال و ده سال و دوران تلخ اسارتِ شما در دست دشمن، ملت ایران با سربلندی از گذرگاه های بسیار سختی عبور کرد. این ملت در جاده آسفالته حرکت نکرد. گردنه های زیادی را طی کرد و با خطرها مواجه شد...ما به شما و به خانواده های شما و به مجاهدت شما افتخار می کنیم.

آزادگان در کلام امام خمینی(ره)

نامه ای از امام (ره)

بازگشت آزادگان به میهن اسلامی

آزادگان سرافراز

فرازهایی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با آزادگان

آزادگان الماس های درخشان و آزموده ترین فرزندان ملت

نامه نگاری آزادگان با آیت الله خامنه ای در طول اسارت!

پاسخ رهبر انقلاب به نامه رمزی اسیر ایرانی

روز اسراء و مفقودین

خاطرات آزادگان

سال های سنگین و دشوار اسارت یادآور روزهای سختی بود که بر کاروان اسیران شام گذشت . و فرزندان همان اشقیا یکبار دیگر فرزندان اولیاء را به خاک و خون و اسارت کشیده بودند . با وجود ممنوعیت عزاداری در عاشورا و تاسوعا و محرم، اسرا سرمی باختند و از این عشق نمی گذشتند .

به هنگام فرارسیدن ایام عزاداری سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، نیروهای عراقی به منظور جلوگیری از برپایی مراسم سوگواری و برای کسل کردن آزادگان، تحت عنوان پیشگیری از کزاز، اقدام به واکسن زدن به اسرا می کردند که به نام آمپول و واکسن ضد عاشورا در اردوگاهها معروف شده بود .

 به عزاداری ما انگ سیاسی می زدند و ما برای اینکه بهانه به دست آنها ندهیم، به همان حالت نشسته مجبور بودیم حدیث معروف پیامبر (صلی الله علیه و اله) را به صوت حزین و دل سوخته بخوانیم که در این وضعیت، بار معنایی مضاعف داشت که «قال رسول الله نورعینی حسین منی انا من حسینی»

کمترین مجازات در قبال عزاداری، بستن درهای ورودی آسایشگاه برای چند روز بود که شاید تا سه چهار روز درها را باز نمی کردند و آب و برق را قطع می کردند . و از غذا هم خبری نبود و شکنجه و ضرب و شتم و انفرادی و . . . نیز به آن افزوده می شد، اما عاشقان را چه باک و به تعبیر مولوی:

 عشق از اول سرکش و خونی بود

تا گریزد هر که بیرونی بود

(مجله شمیم یاس اسفند 1381، پیش شماره 16)

خاطرات آزادگان

حاکریز خاطره

گوشه ای از خاطرات آزادگان در دوران اسارت

بررسی ویژگی های ساختاری و محتوایی در نامه های آزادگان جنگ تحمیلی

رمزنویسی ادبی در مکاتبات آزادگان دفاع مقدّس

یست غذایی اسرا در اردوگاه

به شیر مادرم، من بی خبرم

شماره 127 هنوز سالم است

رضا زاغی

حاضرجواب

ساندویچ اخبار

انفجار در جاده بصره  

اسارت، دوربین نداشت

غذای پر طرفدار اسارت

لحظه ناب دیدار فرزند

خاطرات سال ها چشم انتظاری

بازگشت آزادگان و سال ها چشم انتظار

ماندگارترین قاب بازگشت آزادگان به ایران

مریض;به آزاده رضاقلی کریمی

وانت نان;به آزاده قدمعلی عبدالله زاده و بیوک نوری

الله کریم الله کریم ;براساس خاطره اکبر رکابدار

خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن میرسید

خاطرات آزاده حجة الاسلام علی اصغر صالح آبادی(1) (2) (3) (4) (5) (6) (7)

خاطرات آزاده حبیب الله معصوم(1) (2) (3) (4) (5) (6) (7) (8) (9) (10)

آزادگان شهید

سید محمد جواد تندگویان، وزیر نفت کابینه شهید رجایی بود. وی چهل روز بعد از معرفی به مجلس به عنوان وزیر نفت، برای سومین بار عازم مأموریت به جنوب کشور ـ که مورد تجاوز اهریمنان بعثی قرار گرفته بود ـ شد. به ایشان گفتند: وضعیت خطرناک است! پاسخ داد: «من باید به آبادان بروم و از وضعیت کارکنان صنعت نفت و پالایشگاه اطلاع یابم. من نمی توانم در دفتر کارم بنشینم و آنها زیر بمباران شدید دشمن باشند.»

آن سید بزرگوار در 5 کیلومتری آبادان با کمین عراقیها مواجه شد و به اسارت بعثیها درآمد. دشمن 100 تن از ایرانیها را در گودالی جمع کرده، قصد تیربارانشان را داشت. مهندس تندگویان برای حفظ جان آنها جلو رفت و گفت: «من، وزیر نفت ایران هستم.»

عراقیها چون احتمال دادند که افراد مهم دیگری هم در جمع اسرا باشند، از کشتن آنها صرف نظر کردند.

دشمن بعثی، تندگویان را از آن جمع جدا کرد و از آن زمان شکنجه های آن سید بزرگوار آغاز گردید.

سید آزادگان مرحوم ابو ترابی درباره خاطرات ابتدای اسارتش می گوید: «در زندانِ وزارت دفاع عراق در سلول انفرادی بودم. یک روز صبح صداهای بلندی شنیدم، صدای تلاوت قرآن بود که یکی از زندانیان با صدای بلند آن را تلاوت می کرد. برای من عجیب بود. هنگام شب باز صدای قرآن شنیدم. این صداها فکر مرا به خود مشغول کرد. چند روزی ـ به هنگام صبح و شب ـ آن صدا را شنیدم. یک روز که مرا برای بازجویی می بردند، از فردی که در سلول مجاور بود، پرسیدم: این صدای قرآن چیست که هر روز صبح و شب می شنوم؟

گفت: این صدای تندگویان وزیر نفت است. وقتی شکنجه به اوج خود می رسد، به آیات قرآن پناه می برد و به ائمه علیهم السلام توسل می جوید و از آنها نیرو و روحیه می گیرد.»

سید ابو ترابی در ادامه می فرمایند: «آن طور که من خبر دارم، تمام این سالها برای تندگویان به این شکل بوده، صبحها و شبها به طور پیاپی ایشان را شکنجه می کردند و تا بی هوش نمی شد، دست از او بر نمی داشتند. از ایشان یک تقاضا داشتند و آن اینکه در مقابل دوربین علیه امام خمینی رحمه الله و نظام مقدس جمهوری اسلامی مطالبی بگوید. آن گاه به هر کشوری که بخواهد، او را می فرستند. اما این طوفانها سید جواد را جا به جا نمی کرد. آن طور که من خبر دارم، دو بار وضعیت جسمانی شهید تندگویان به حدی رسید که به اغمای کامل فرو رفت. برای همین او را به انگلستان اعزام کردند و بعد از معالجه دوباره او را به عراق باز گرداندند تا باز هم شکنجه اش کنند.»

محافظ شخصی صدام درباره تندگویان گفت: او یک تکه سنگ است؛ سنگ به تمام معنا. همیشه مشغول ورد خواندن است. آیه های قرآن را مرتبا زمزمه می کند. وعده ها و وعیدها و شکنجه های گوناگون در او اثر ندارد. از سقف آویزانش می کنیم، کابل می زنیم، اما او مقاومت می کند. تا حال استخوان چند جای بدنش شکسته، ولی سکوت او همه ما را دیوانه کرده است.

بالاخره این عارف وارسته را با سیم تلفن صحرایی شهید کردند. مأمور سفاک قتل وی با خشونتی فوق تصور سیم را به گردن او انداخته و به سختی کشیده بود؛ به حدی که بر اثر فشار زیاد، دو سه دنده از کمر ایشان شکسته شده بود. (مجله مبلغان اسفند 1385، شماره 88)

زنده باد زاپاتا؛ زنده باد تندگویان

محمود نیامد

پنجرة خونین

شهادت محمد صابری نوای قرآن را در اردوگاه های عراقی به صدا درآورد

رجعت پیکر مطهر آزادگان شهید

سید آزادگان

شروع جنگ عراق با ایران، ابوترابی را به جبهه کشاند. او در ستاد جنگ های نامنظم همراه دکتر چمران بود. ماه های اول جنگ، علمیاتی در جنوب کشور برای بازپس گیری ارتفاعات «الله اکبر» برنامه ریزی می شد. سید به همراه سه نفر دیگر برای شناسایی به عمق نیروهای عراق رفتند تا راه عبوری برای هجوم نیروهای ایرانی پیدا کنند، ولی به محاصره نیروهای عراقی درآمدند و اسیر شدند. نیروهای ایرانی گمان می کردند که ابوترابی شهید شده است.

ابوترابی در تاریخ 26/9/1359 به اسارت نیروهای عراقی درآمد و اسارت سال ها به درازا کشید. رفتار وی در زندان هایی که با آزار و شکنجه های غیرانسانی عراقیان همراه بود، چنان محکم و تزلزل ناپذیر بود که حتی سربازان و افسران عراقی را تحت تأثیر قرار می داد.

ایشان با تدبیر و دل سوزی، توانست معنای ماندن و زیستن و دلایل زندگی را در آن شرایط سخت و طاقت فرسا برای اسیران جنگی ایران بیان کند و راه پر سنگ لاخ زندگی اردوگاهی را برای آنان هموار سازد تا جایی که مدیریت و رهبری او در اردوگاه های عراقی، زبانزد همه آزادگان ایرانی است و اسرا از وی با نام پدری حکیم یاد می کنند.

سید، پس از آزادی، در تابستان 1369، نمایندگی ولی فقیه در امور آزادگان را بر عهده گرفت. سپس نماینده دوره های چهارم و پنجم مجلس در تهران شد. متأسفانه وی در تاریخ 12/3/1379 در سانحه رانندگی در جاده مشهد به همراه پدرش آیت الله سید عباس ابوترابی جان به جان آفرین سپرد. (مجله اشارات مرداد 1388 - شماره 123)

حجة الاسلام والمسلمین حاج سید علی اکبر ابوترابی رحمه الله

نماد درخشان آزادگی (درگذشت آزاده سرافراز، سیدعلی اکبر ابوترابی)

زندگی و مبارزات حجت الاسلام علی اکبر ابوترابی

سلوک سید آزادگان در آینه ی خاطره یاران

خاکریز خاطره(سید آزادگان)

آقا سید، برمی گردد...(سالروز بازگشت آزادگان)

سیری در زندگانی و مبارزات مرحوم حجت الاسلام ابوترابی

نسیم فرح بخش آزادگان

هم بند سید آزادگان ابوترابی

ابوترابی رهبر و پدر آزادگان

بندی از طومار خاطره های سید آزادگان؛

نامه حجت الاسلام ابوترابی فرد در دوران اسارت به فرزندانش

روحانی آزاده

اگر به برخی بربخورد، عیبی ندارد!

در سایه سار شعر و ادب

اشعاری که برای آزادگان سروده شده، بسیار کمتر از اشعاری است که به جانبازان تقدیم شده است. شاید به این علت که درد و رنج جانبازان تا زمان حال ادامه داشته و چه بسا از گذشته افزون تر شده و به هر حال هنوز پیش چشم شاعران است، اما رنج آزادگان با پایان یافتن دوران اسارت پایان یافته است و آنها اکنون به زندگی عادی مشغول اند. هرچه باشد یافتن شعری خوب با موضوع آزادگان بسیار دشوارتر از یافتن شعری با موضوع جانبازان است. اما مثنوی کوتاه زیر از علیرضا دهرویه، از نمونه های عالی اشعاری است که برای آزادگان سروده شده است. این شعر از «علی رضا دهرویه»، در عین کوتاهی انگار هیچ حرفی را ناگفته نگذاشته است. بخوانیم:

دمت گرم باد

آمدی و بوی قفس می دهیزخم تنت را به که پس می دهی؟

آمده ای؟ حنجره ات مال مازخم تنت نوبر امسال ما

آمدنت آمدنی بوده استرنگ نگاهت چمنی بوده است

راست بگو، با که کجا بوده ای؟گرم ملاقات خدا بوده ای

آمدی و حرف قفس می زنیتند زدی بال و نفس می زنی

خاطره کنج قفس تازه کنصبر کن، آهسته، نفس تازه کن

خانه پر از عطر بهاری شدهچشم و دلم آینه کاری شده

سردی من در قدمت گرم بادمن سر و پا گوش، دمت گرم باد

(مجله امتداد آبان 1386، شماره 23)

بوی بهار

سلام بر همه آزادگان ایرانی

خلوت نشین محفل ناهید

انتظار آمدن

مفسران آزادگی

سوره حسنِ یوسف

افلاکیان در بند

پیامهایی به مناسبت آغاز بازگشت آزادگان

ذخیره های الهی

شهدای زنده

آزادگان؛ هم اجر با شهید

چنان که روز نخست...

مردان قبیله غیرت(سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی)

معرفی کتاب

دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، سرشار از خاطره هایی به یاد ماندنی و ماندگار است که همچون مرواریدی در صفحه تاریخ دفاع مقدس می درخشند. آنها اسناد زنده ای هستند که به نسل امروز و آیندگان، درس زندگی، صفا و صداقت و ایثار و فداکاری می دهند. این خاطره ها می توانند موضوع های مناسبی برای برنامه سازی در حوزه دفاع مقدس باشند. به همین سبب، چند کتاب را که دربردارنده خاطره های رزمندگان و اسیران در طول هشت سال دفاع مقدس است، معرفی می کنیم.

1. ابوترابی، علی اکبر، حماسه های ناگفته، به کوشش: عبدالمجید رحمانیان، تهران، امید آزادگان، 1381.

2. احدی، احمدرضا، حرمان هور، به کوشش: علی رضا کمره ای، دفتر ادبیات و هنر مقاومت، چاپ سوم، 1376.

3. امیرسرداری، رضا، شلمچه تا تکریت، دفتر ادبیات و هنر مقاومت، 1375.

4. ایروانی، حجت، هوای اسارت (خاطرات آزادگان استان فارس)، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1372.

5. حسینیا، احمد، یاد آن روزها، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380.

6. جعفری، قاسم، خوشه های خاطره (برگ هایی از روزهای اسارت)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مرکز انتشارات، 1375.

7. عبداللهی، سرفراز، قنوت در قفس، قم، نسیم حیات، 1384.

8. محمدی، حمید، موصل 3، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.

9. جاودانه ها، مجموعه خاطرات رزمندگان، تهران، سازمان انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی، 1378.

10. سید مهدی حسینی، عرشیان، یادمان سردار شهید لشکر علی بن ابی طالب شهرستان ساوه، لشکر 17 علی بن ابی طالب. (مجله ارمغان تابستان 1386 - شماره 3)

کتابشناسی آزادگان

فرهنگ نامه اسارت

بیست رمان از بیست سفر پیاده با قهرمانان جنگ

نقض حقوق اسیران جنگی ایران و مسوولیت بین المللی عراق

سیره سید آزادگان

سرباز کوچک امام (رحمه الله)

به روایت اسیر شماره 5533

بررسی مؤلفه های بنیادین سازش یافتگی در آزادگان ایرانی

مقایسه میزان پرخاشگری بین آزادگان و سایر رزمندگان ایرانی

نگارخانه

ورود آزادگان به میهن(1) (2) (3)

عکس نوشته سالروز ورود آزادگان به کشور

فیلم ها

سخنرانی رهبر معظم انقلاب در جمع آزادگان

اجرای سرود توسط آزادگان در محضر رهبر انقلاب

  • گروه خبری : اخبار اصلی,اخبار شهرستان ها,اخبار شهرستان فیروزکوه,اخبار شهرستان تهران,اخبار شهرستان اسلامشهر,اخبار شهرستان پاکدشت,اخبار شهرستان ملارد,اخبار شهرستان پیشوا,اخبار شهرستان ورامین,اخبار شهرستان رباط کریم,اخبار شهرستان دماوند,اخبار شهرستان ری,اخبار شهرستان شمیرانات,اخبار شهرستان شهریار,اخبار شهرستان قدس,اخبار شهرستان قرچک,اخبار شهرستان بهارستان,اخبار شهرستان پردیس,اخبار اسلایدر
  • کد خبر : 343885
کلمات کلیدی
admin ادمین پورتال تهران

admin ادمین پورتال تهران

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب
گفتگوی آنلاین

سامانه گفتگوی آنلاین سازمان دامپزشکی کشور